Deprecated: mysql_escape_string(): This function is deprecated; use mysql_real_escape_string() instead. in /home/drmoheb/domains/drmohebbati.com/public_html/engine/classes/mysqli.class.php on line 151 مطالب براي ارديبهشت 1391 سال » وب سایت دکتر حسن محبتی
 
 
 
تجربه تلخ چهل روز بی یار ویاور که بیش از چهل سال تنهایی ؟؟؟!!!
  تاریخ: 6 ارديبهشت 1391 بازدید: 2143 بار

alt
چهل روز گذشت و ما هنوز چله نشین کوی سوگ تو ایم سردی برف و سنگ و کتیبه نیز بی تاثیر بود می گویند داغ ؛ چهل روز است سنگ که بیاید سختی دل نیز خواهد آمد ؛ امید رنگ می بازد و آتش فراغ خاموش می شود !!!

نه باور کن جنس ما از سنگ نیست ... ما را با سنگ چه کار ؟ جنس ما از نوع بیقراری و بی پناهی است .
انگار آتشی نو برافروخته و گوشت و پوستی تازه برای سوختن ؛ بر تن مان روییده است ...


بمیرم برای فرزندانت(محمد مهدی وعلی رضا) که با دست خود منزل جدیدت را سنگ کردند و با اشک چشم ؛از خاک و سیمان ملاتی چسبناک برای پیوندی ناگسستنی بین تو و خاک ! نه ... تو و آسمان ؛ مهیا کردند !!
حقیقت ندارد اگر بگویم ، وقتی تو نیستی به صبح نمی رسد، شب تب دار مهتاب و به شب نمی رسد روز بی فروغ آفتاب ...هم شب مان صبح می شود و هم روزمان شب ؛ بی تو اما به سختی .


اطلاعیه چهلمین روز پیوند تو با آسمان چاپ شد ؛ به عکست خیره شدم و نگاه مان به هم گره خورد ؛ تا صدا مرد ، اشک جان گرفت کاش از صدایم آموخته بودم پیشمرگ شدن را...
اولین یاسین نصفه - نیمه را برایت خواندم ؛ سوره ای که هرگز نصفه نخوانده بودمش .
انا نحن نحی الموتی و نکتب ما قدموا و اثارهم ... به زنده بودنت ایمان دارم و آسوده خاطرم فقط مرددم که چه کسی زنده تر است ؟من یا تو ؟! یقینا تو ...


و ایه لهم الارض المیته احییناها و اخرجنا منهما حبا فمنه یاکلون...
نفخ فی الصور فاذاهم من الاجداث الی ربهم ینسلون قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و صدق المرسلون...


خواستم به روحت هدیه کنم اما زبان در دهانم نگشت و مانند همیشه به جسمت هدیه کردمش جسمی که دیگر بیمار نیست ... هنوز هم خودم را می فریبم و ناباوری ام را توجیه می کنم .


چقدر در این مدت کوتاه ؛ اطرافت شلوغ شده دیگر نگران تنهایی ات نیستم .


ادامه مطلب  نظرات (1)