Deprecated: mysql_escape_string(): This function is deprecated; use mysql_real_escape_string() instead. in /home/drmoheb/domains/drmohebbati.com/public_html/engine/classes/mysqli.class.php on line 151 مطالب براي ارديبهشت 1392 سال » وب سایت دکتر حسن محبتی
 
 
 
اصول علم سیاست1
  تاریخ: 14 ارديبهشت 1392 بازدید: 2195 بار


علم سیاست چیست؟


درفرهنگ فارسی معین ذیل لغت سیاست چنین آمده است: « حکم راندن بر رعیت و اداره کردن امور مملکت، حکومت کردن، ریاست کردن» اما در اصطلاح علمی تعریف های مختلفی از این اصطلاح ارائه شده است.

دو تعریف رایج از سیاست

دانشمندان علوم سیاسی غربی معمولا سیاست را به یکی از دو صورت زیر تعریف می کنند : سیاست به معنی قدرت و سیاست به معنی دولت. به عنوان مثال موریس دو ورژه سیاست را علم قدرت و حکومت داری تعریف کرده است ؛ یعنی از نظر او سیاست علمی است که به ما نشان می دهد تا قدرت را چگونه به دست آورده و مهم تر از آن ، این که چگونه آن را به کار ببندیم. براساس این تعریف می توان گفت که از نظر دو ورژه موضوع اصلی سیاست «قدرت» است. بنابراین از نظر این محقق، علم سیاست در واقع روش صحیح کاربرد قدرت را به ما نشان می دهد.

اما یکی دیگر از دانشمندان سیاسی به نام دیوید ایستون سیاست را « توزیع اقتدار آمیز ارزشها برای کل جامعه » می داند. یعنی از نظر او وظیفه اصلی سیاست که بر عهده دولت می باشد، عبارت است از توزیع ارزش ها ، امکانات و فرصت های موجود در یک جامعه برای کل افراد، البته با استفاده از روشهای قهرآمیز. (زور قانونی)



نقد تعریف دانشمندان غربی از مفهوم سیاست

دیدگاه ماتریالیستی و اومانیستی دانشمندان غربی در این تعاریف کاملا مشهود است. سیاست و دولت از نظر آنها تنها رسالتی مادی و دنیایی دارد. به عبارت دیگر ، مساله آخرت انسان ها هیچ ربطی به سیاست ندارد. در حالی که مساله اداره جامعه اسلامی ، با اسلام و رهبران اسلامی ارتباطی مستقیم داشته و سیاست اسلامی، به دنیا و آخرت مسلمانان مربوط است.

سیاستمداری یکی از ویژگی های مهم ائمه اطهار علیهم السلام

در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: «السلام علیکم یا اهل بیت النبوة ... و ساسة العباد و ارکان البلاد» «سلام بر شما ای خاندان رسالت و سیاست مداران بندگان خدا، و پایه های شهرها» این جمله نشان می دهد که اهل بیت علیهم السلام که رهبری امت اسلام بر عهده آنها نهاده شده است ، متکفل امر سیاست پس از پیامبر گرامی اسلام هستند.

مفهوم سیاست در فرهنگ اسلامی

در فرهنگ لغت لسان العرب ذیل کلمه سیاست چنین آمده است: «و السیاسه : القیام علی الشیء بما یصلحه» «سیاست یعنی اقدام برای سامان دادن چیزی به وسیله اموری که آن را اصلاح کند و سامان بخشد.» به نظر می رسد واژه سیاست در اینجا به بیشتر معنی مدیریت مد نظر قرار گرفته است.

فرهنگ لغات المنجد فی اللغه و الاعلام در تکمیل این تعریف از واژه سیاست چنین آورده است : «‌السیاسه، استصلاح الخلق بارشادهم الی الطریق المنجی فی العاجل و الآجل» «سیاست عبارت است از همت گماشتن به اصلاح و هدایت مردم به راهی که در دنیا و آخرت موجب رهایی و نجاتشان گردد».

مفهوم سیاست از دیدگاه امام خمینی (ره)

در همین راستا ، امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب و بنیانگزار جمهوری اسلامی ایران، بر اساس تعاریف مورد نظر در نزد علما و دانشمندان اسلامی عقیده دارند که «سیاست‏ یعنی این که جامعه را راه ببرد و هدایت کند، به آن جایی که صلاح‏ جامعه و صلاح افراد است.»



مفهوم سیاست از دیدگاه فارابی

فارابی بنیانگزار فلسفه اسلامی و بزرگ ترین فیلسوف سیاسی جهان اسلام ، ضمن تقسیم سیاست به دو بخش سیاست فاضله و غیرفاضله ، سیاست فاضله را چنین تعریف می کند : سیاست فاضله عبارت است از سیاستى که انسان را به سعادت مى‏رساند که بدون آن، رسیدن به سعادت امکان پذیر نیست. هم چنین شهروندان را در دنیا و آخرت، به فضایلى رهنمون مى‏شود که در غیر آن، رسیدن بدان میسر نمی باشد.

معنای متفاوت سیاست از منظر دانشمندان غربی و مسلمان

با توجه به مطالب بیان شده مشخص می گردد که بین برداشت دانشمندان غربی و متفکران مسلمان در باره مفهوم سیاست شکاف معنایی عمیقی وجود دارد. با وجود این ، باید توجه داشت که این اختلاف نظر از زمان وقوع تحولات فکری ، علمی و هنری قرنهای چهاردهم تا شانزدهم میلادی در جوامع غربی به این طرف به وجود آمده است. به عبارت دیگر از زمانی که ماکیاولی سیاست را علم قدرت و موفقیت تعریف کرد و همچنین اخلاق را از سیاست جدا دانست جرقه اختلاف زده شد. این در حالی است که معنا و مفهوم و تعریف سیاست از منظر متفکران دوره یونان باستان با دیدگاه متفکران مسلمان قرابت و نزدیکی فراوانی داشته است.

به عنوان مثال افلاطون عقیده داشت که همه پدیده های جهان دارای دو حالت هستند : حالت ظاهری یا «نمود» و حالت باطنی یا «بود». از نظر او همه نمودها یا همه آنچه که در ظاهر مشاهده می شوند ، واقعی نیستند و همانند سایه ها ، تنها نشانه ای از وجود حقیقی اشیاء می باشند. این بخش از جهان هستی همان چیزهایی است که همه انسانها هر روزه در محیط اطراف خود مشاهده می کنند . از نظر این فیلسوف یونانی افراد عادی توانایی مشاهده باطن اشیاء را ندارند. به عقیده او تنها فیلسوفان (صاحبان خرد و اندیشه) می توانند حقیقت پدیده ها و اشیاء را درک کنند.

به عقیده افلاطون بودها یا حقایق در جایی به نام عالم مُثُل قرار دارند که دسترسی به آن تنها به مدد عقل و فلسفه امکان پذیر است. به زعم افلاطون حس و تجربه توانایی درک عالم مُثل را ندارد، زیرا از نظر او فهم حقایق جهان هستی تنها از طریق تعقل و تدبر (فلسفه) امکان پذیر است. افلاطون برای تبیین نظریه خود ، داستان مشهوری به نام «تمثیل غار» را در کتاب جمهور خود مطرح کرده است.

داستان ، تشبیه یا تمثیل غار افلاطون این طور آغاز می شود : تصور کنید در انتهای غاری طولانی در اعماق زمین تعدادی از افراد را به گونه ای به زنجیر کشیده باشند که توانایی مشاهده پشت سر خود را نداشته باشند. در مقابل آنها دیوار صافی وجود دارد که سایه های بر روی آن در حال حرکتند. از آنجایی که این افراد از آنچه که در پشت سرشان به وقوع می پیوندد بی اطلاع هستند این سایه ها را واقعی پنداشته و پیرامون آنها به بحث و گفتگو می پردازند. این در حالی است که با فاصله اندکی از این افراد راهرویی وجود دارد و افرادی بر روی آن به این طرف و آنظرف در حرکتند. از آنجایی که کمی عقب تر از این راهرو ، آتشی برافروخته شده است، سایه این افراد و اشیاء همراهشان بر روی دیوار منعکس می گردد.

هنگامی که زنجیر یکی از افراد محبوس در انتهای غار شل شده و او این امکان را می یابد تا از وقایع پشت سر خود مطلع شود با حقایقی روبه رو می شود که برایش بسیار جالب است زیرا غیرواقعی بودن سایه های متحرک روی دیوار را درک میکند. فرد آزاد شده به راه خود در درون غار ادامه می دهد و سرانجام از غار خارج شده و به محیط طبیعی می رسد. مشاهده زیبایی ها طبیعت و حقایقی که در آنجا وجود دارد زندانی آزاد شده را مسرور می سازد. چندی نمی گذرد که زندانی سابق غار به یاد دوستان و یاران خود در انتهای غاز می افتد از این رو در صدد برمی آید تا برای نجات دوستان خود کاری انجام دهد.

بازگشت زندانی آزاد شده به درون غار و پس از شرح ماجراهای به وقوع پیوسته و حقایق مشاهده شده، با استقبال دوستانش مواجهه نمی شود بلکه برعکس با او به مخالفت پرداخته و تهمت جنون بر وی وارد می کنند. از نظر افلاطون فیلسوفان کسانی هستند که به دلیل مشاهده حقایق در عالم مثل ، شایستگی و لیاقت اداره و رهبری جامعه انسانی را دارند. این نگاه افلاطون به سیاست، مورد توجه بسیاری از متفکران اسلامی قرار گرفته است. بر اساس همین دیدگاه است که افلاطون عقیده دارد دولتها علاوه بر تامین امنیت و معیشت انسانها ، وظیفه بسیار مهم دیگری نیز دارند که عبارت است از ترویج فضایل اخلاقی از طریق ایجاد یک نظام تعلیم و تربیت خاص.

دو وجه متمایز پدیده های سیاسی

بنابراین با توجه به مطالب بیان شده ، به ویژه دیدگاه معرفی شده از جانب افلاطون شاید بتوان گفت که پدیده های سیاسی به طور کلی دارای دو وجه متمایز از یکدیگر هستند:

1. وجه آشکار: که درک آن برای افراد عادی به طور معمول امکان پذیر است.

2. وجه پنهان : که شناخت آن وظیفه و هدف اصلی اندیشمندان و متفکران است

بر همین اساس می توان گفت که وجه آشکار پدیده های سیاسی برای همه افراد قابل فهم است در حالی که وجه پنهان این پدیده ها تنها از طریق تعمق و تلاش فکری قابل کشف و شناخت است.

در همین راستا ، برخی از دانشمندان علم سیاست مانند موریس دوورژه عقیده دارند که سیاست دارای دو چهره متضاد است ؛ این افراد ، تصویر ژانوس (خدای دو چهره رومی) را مظهر حقیقی دولت و سیاست می دانند. ژانوس نام پادشاه افسانه ای روم باستان است که دو چهره داشت زیرا از گذشته و آینده باخبر بود.

با این توضیح شاید بتوان ادعا کرد که جهان سیاست در عصر کنونی تا اندازه زیادی به غار افلاطون شباهت دارد. به عبارت دیگر ، بیشتر مردم از طریق تبلیغات رسانه ای تنها با ظواهر حوادث سیاسی آشنا می شوند. این رسانه ها با استفاده از شیوه های پیچیده و فریبنده اطلاع رسانی، تحلیلهای جانبدارانه خود از وجه پنهان این حوادث را در ذهن و اندیشه مخاطبین القا می نمایند. بدیهی است در این شرایط ، بهترین راه مصون ماندن از تاثیر تبلیغات مسموم ، افزایش آگاهی و تقویت قدرت تحلیل و بصیرت سیاسی است.

منظور از علوم سیاسی چیست؟

در یک تعریف گفته می شود که علوم سیاسی در حقیقت مجموعه ای از علوم مختلف است که به مساله سیاست و حکومت توجه دارند به عبارت دیگر ، می توان گفت که علوم سیاسی رشته ای علمی است که به مطالعه انسان در رابطه با مساله اقتدار می پردازد. به بیانی ساده تر می توان گفت که علوم سیاسی عبارت است از مطالعه این که چه کسی می گوید چه کارهایی باید انجام شود و چه کسانی باید این کارها را انجام دهند؟

اما در پاسخ به این سوال که چرا به جای کلمه علم سیاست بیشتر از واژه علوم سیاسی استفاده می شود؟ باید گفت که به عقیده بسیاری از صاحب نظران ، سیاست ، علمی "بین رشته ای" است؛ یعنی محصول تعامل بین علومی چون تاریخ ، جغرافیا، حقوق ، جامعه شناسی ، روانشناسی و مانند آن است. به همین دلیل ، در مورد علم بودن سیاست بین دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد.

در پاسخ به این سوال اساسی که آیا علوم سیاسی را می توان یک علم دانست؟ باید گفت که دو دیدگاه کلی در این باره وجود دارد؛ برخی عقیده دارند که علوم سیاسی را نمی توان همانند سایر علوم دانست زیرا حد و مرز مشخصی ندارد. اما گروهی نیز عقیده دارند که علوم سیاسی نیز همچون سایر علوم جدید، یک حوزه مطالعاتی علمی مستقل است که دارای ویژگی های خاص خود می باشد.

در مقام داوری بین این دو دیدگاه به ناچار باید پذیرفت که علم سیاست همانند سایر علوم نیست ؛ یعنی نمی تواند پیش بینی دقیق ارائه کند؛ زیرا امور مربوط به انسان اساسا به صورت صد در صد قابل پیش بینی نیست. ولی در نهایت باید دانست که علم سیاست با پدیده هایی نظام مند سروکار دارد که از طریق درک قوانین حاکم بر آن پدیده ها می توان به شناخت آنها نائل شد. همچنین باید توجه داشت که در تقسیم بندی علوم، به دو دسته علم سخت و علم نرم، می توان گفت که علم سیاست ، علم نرم است؛ یعنی اگر چه قدرت پیش بینی دقیق ندارد ولی قانونمند است.


-------------------------------------------------------------------------------



علم سیاست چیست؟


علم سیاست به تحلیل و بررسی جنبه های سیاسی پدیده های اجتماعی نظر دارد مرکز ثقل تحلیل و بررسی علم سیاست دولت است. نظر عده دیگر آن است که علم سیاست با حکومت سرو کار دارد . پل ژانت متفکر و محقق فرانسوی میگوید:علم سیاست ان بخشی از علو اجتماعی است که درباره بنیادهای دولت و اصول حکومت بحث میکند .

یکسان شمردن علم سیاست با مطالعه دولت مورد اعتراض قرار گرفته است به نظر مخالفان مترادف دانستن علم سیاست با مطالعه دولت و حکومت باعث کوچک شدن عرصه علم سیاست می شود . کاتلین یکی از مخالفان است که میگوید :سیاست بررسی جامعه سازمان یافته انسانی است و بیش از هر چیز جنبه های سیاسی جامعه را مطالعه میکند .برتران دوژوونال یکی دیگر از مخالفان معتقد است سیاست روابط سیاسی را که هم زمان با گرد هم ایی انسانها بوجود امده است بررسی میکند .

اما این گونه نظرها عرصه مطالعات سیاسی را تا بدان حد گسترده میکند که در بر گیرنده همه چیزهایی باشد که در اجتماع نوع انسانها رخ میدهد. اما ضمن در نظر داشتن فراگیری علم سیاست و توانایی های نو یافته ان باید در برابر این وسوسه مقاومت کرد و هر چیزی را که در زندگی انسان در جامعه سازمان یافته مربوط است در ان جا نداد.

متفکران دیگری مانند هارول لاسول ماکس وبر برتران راسل و... معتقدند که قدرت مفهوم اساسی سیاست است و همه شاخه های سیاست را به هم میپیوندد برای مثال لاسول در تعریف علم سیاست میگوید:علم سیاست به صورت یک نظام تجربی عبارت از مطالعه چگونگی شکل گرفتن قدرت و سهیم شدن در ان است و عمل سیاسی عملی است که بر اساس قدرت انجام میگیرد.

تعاریف دیگری از علم سیاست:
1.سیاست مبارزه برای قدرت است
2.سیاست یعنی دانستن اینکه چه کسی میبرد چه میبرد چه موقع میبرد چگونه میبرد و چرا میبرد هارول لاسکی
3.انتزاعی ترین مفهوم سیاست سیاست توزیع امرانه ارزش هاست ایستون

اگئر بخواهیم تعریفی به نسبت فراگیر از سیاست در اختیار داشته باشیم میتوانیم ان را چنین تعریف کنیم : سیاست رهبری صلح امیز یا غیر صلح امیز روابط میان افراد گروهها و احزاب و کارهای حکومتی در داخل کشور و روابط میان دولت با دولتهای دیگر در عرصه جهانی است.

--------------------------------------------------------------------------




ادامه مطلب  نظرات (3)