سه پند لقمان به پسرش
  تاریخ: 19 ارديبهشت 1389 بازدید: 123 بار

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.

اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!

دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی

و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:

اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد .

اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است .

و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست

ادامه مطلب  نظرات (0)  
 
برای بابام گریه کنید
  تاریخ: 20 مهر 1388 بازدید: 291 بار

تعاون بوديم؛ ستاد تخليه شهدا. جمع و جور کردن و بسته بندي و ترتيب انتقال بچه ها با ما بود. جيب هايشان را مي گشتيم و هر چه بود در پلاستيکي مي گذاشتيم و همراه تابوت مي فرستاديم.


يک بار يکي از جنازه ها توجهمان را جلب کرد و حساس شديم کاغذي را که روي آن با خط درشت نوشته شده بود «وصيت نامه» بخوانيم، ببينيم امثال اين بچه ها که تازه بالغ شده و از مال دنيا چيزي ندارند، بازماندگانشان را به چه اموري سفارش مي کنند.
برای بابام گریه کنید


کاغذ را که باز کرديم نمي دانستيم بالاي سر شهيد بخنديم يا گريه کنيم. نوشته بود « براي من گريه نکنيد. براي بابام گريه کنيد که مي خواهد خرج کفن و دفن مرا بدهد و برايم شب هفت و چهلم بگيرد و هرچه يک عمر جمع کرده بايد بدهد مردم بخورند! »
منبع:شلمچه سرزمين مردان خدا

ادامه مطلب  نظرات (0)  
 
ای که گویی عاشقی این را بدان عشق بازی نیست در فن بیان
  تاریخ: 7 شهريور 1388 بازدید: 264 بار

ای که گویی عاشقی این را بدان     عشق بازی نیست در فن بیان
الهی............
الهی چگونه کاری آغاز نمایم بدون
بارش نامت بر زبانم.
که ترنم نامت عزمم راسخ سازد
و قلبم قوت بخشد و کوه ها را
چون خرده سنگی نشان دهد
در نظرم.

یاقادر
چگونه ثانیه ای از یادت غافل شوم
و بی یادت نفس تازه کنم و
امورات بگذرانم. که گر اراده کنی
بگیری نفسم و خاموش گردانیم

یارحیم
چگونه شاد نباشم و ناامید حیاتم
به باطل بگذرانم و چون مرده ای
خزان شوم. در حالی که آگاهم
کوله ام پر از معصیت است و
اما آبرومند زمینم که چون تو مالکی
دارم ستارالعیوب و غفارالذنوب
ای مهربانم

یارازق
چگونه شکرت بجا نیاورم که نفس
دادیم بی وقفه و چون ماهی
اندرون دریا رهایم ساختی و ناظری
برمن که مبادا احدی آسیبی رساندم

یاخالق
چگونه از پس شکرت برآیم که هرچه
کنم کم است و گر دریا دریا
سپاست آورم چون نم است.

پس ای بی کران
راه نشانم ده برای مستی که
تاابد در خماریم و بدهکارت.
که گر شکرت بجا آورم باز ناتوانم
که چگونه شکر این سپاس گذاری آورم
...........
الهی
چنان مست مستم کن ای مهربان
که فارغ شوم از زمین و زمان
...
ای که گویی عاشقی این را بدان
عشق بازی نیست در فن بیان
....
شعر احساس است
چه حافظ گوید و سعدی
از دل آید
چه نیما گوید و بعدی
.....
سخن گویم ز لطفش عاشقانه
که او آورده من را شاعرانه
کنم با هر نفس شکر خدا را
بود این گفته ی من خالصانه

اللهم العن الجبت والطاغوت
اللهم الرزقنی شهاده فی سبیلک

ادامه مطلب  نظرات (0)  
 
آبروي همه مسلمانان اشك ما را چرا درآوردي؟!
  تاریخ: 27 مرداد 1388 بازدید: 274 بار

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما خواست عرض ارادتي بكند دست كم از دل شكسته‌تان واژه‌هايم عيادتي بكند *** چشم بد دور، عمرتان بسيار كس نبيند ملالتان آقا! ما نمرديم خون دل بخوري تخت باشد خيالتان آقا! *** چيست روباه در مصاف شير؟! چه نيازي به امر يا گفته؟! تو فقط ابرويي به هم آور مي‌شود خواب دشمن آشفته *** هست خاموشي‌ات پر از فرياد در تو آرامشي است طوفاني «الذي انزل السكينه» تو را كرده سرشار از فراواني *** واژه‌ها از لبت تراويدند پرصلابت، پرعاطفه، پرشور آفريدند در دل مردم عزت، آمادگي، حماسه، حضور *** اين حماسه همه ز يمن تو بود گرچه از آن مردمش خواندي رهبرا! تا ابد ولي محبوب در دل عاشقان خود ماندي *** سهم دلدادگان تو سلوي قسمتِ دشمنان تو سجيل رهبري نيست در جهان جز تو كه ز امت چنين كند تجليل *** نسل سوم چو نسل اول هست با شعف با شعور با باور جاري است انقلاب چون كوثر هان! «فصل لربك وانحر» *** گرچه در باغ سينه‌ات داري لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها گفتي اما نمي‌روي چو حسين تا ابد زير بار بدعت‌ها! *** ناگهان در نماز جمعه شهر عطر محراب جمكران گل كرد بغض تو تا شكست بر لب‌ها ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد *** جان ايران! چه شد كه جانت را جان ناقابلي گمان كردي؟! آبروي همه مسلمانان *** جسم تو كامل است، ناقص نيست مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس دستت اما حكايتي دارد.. . رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس! بر گرفته از وبلاگ : دسا (دل سوختگان اهل بيت(ع)

ادامه مطلب  نظرات (0)  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

به نظر شما محبوبیت آقای دکتر احمدی نژاددر سطح جامعه در سال 1388 چگونه رقم خورد؟

در کل افزایش یافت
در کل کاهش یافت
پس از انتصاب آقای مشایی کاهش یافت
نسبت به سال 1387 تغییری نکرد
هیچ نظری ندارم