لبیک یا خامنه ای
  تاریخ: 7 مرداد 1388 بازدید: 365 بار

لبیک یا خامنه ای
بعضی موقع ها که پای آلبوم تصاویر تاریخ می نشینم چه کسانی را میبینم.

عده ای برای مردم ننگ بودند ولی قهرمان شدند.

عده ای برای مردم قهرمان بودند ولی ننگ شدند.

چه زیباست گذر تاریخ صدام با آن همه ابهت و قدرت با اشک و التماس اعدام می شود،حزب الله با آن اندک سلاحش و نیرویش با یک یاحسین اسراییل که چه عرض کنم تمام قدرت نظامی دنیا را به زانو در می آورد،بسیاری از بزرگان انقلاب و همراهان امام در تمامی سختی ها و مشکلات، پشت بر صحبت و عقاید امام می کنند و اینقدر مثال که تمامی ندارد.

آخرالزمان است و تازه می فهمم که عده ای چرا شهید نشدند و عده ای چرا شهید.


عده ای واقعا بجز چفیه ی خود در این دنیا دل به چیزی نبستند و رفتند ولی بعضی ها هم دنیاشون را خواستند و هم آخرتشون البته خیلی ها هم بزرگترین ضرر را کردند چون که دنیا اینقدر بی ارزش است است که نشود آخرت را به آن فروخت ولی این را هر کسی نمی فهمد و این بود که آنها رفتند و ما ماندیم.

یادش بخیر شهدا بعضی موقع ها می گفتند:فلانی با امام است پس امام تنها نیست ولی،ولی نمی دانستند که عده ای امام را برای منفعت خود می خواستند و پشت سر علی مظلوم روزگار ما سیدعلی خامنه ای را خالی کردند وای بر ما اگر چفیه بر دوش بکشیم و یار رهبر نباشیم.

دوستان سید علی تنهاست،مبادا فراموش کنیم که اگر جانی در بدن داریم برای او باید فدا کنیم نه برای منفعتمان و نه برای ثروت و نه برای نفسمان.

دوستان آخرالزمان است و مردم باطل را در حق و حق را در باطل می بینند.

دوستان قرآن ناطق را ببینید نه قرآن روی نیزه ها.

دوستان حسین فاطمه در کربلاست حج را باید شکست.

و با یک جمله صحبتم را تمام کنم:

آخرالزمان است هرکسی لایق یاری امام زمان(عج) را ندارد چون اباعبدالله به باوفاترین یاران دنیا مژده داد:خدا به شما اجر کسانی را میدهد که در آخرالزمان مهدی(عج) ما را یاری کنند.

پس بدان یار مهدی(عج) شدن کار هر کسی نیست.

ادامه مطلب  نظرات (1)  
 
از مقام ملك تا ملك!
  تاریخ: 7 مرداد 1388 بازدید: 245 بار

آدميزاد 3 مرحله دارد:
مرحله اول: قبول تن (قبول جسد)
مرحله دوم: مرحله قراردادها و خيالات برخاسته از تن مثل مالکيت و دارايي
مرحله سوم: مرحله عميق‌تر انسان مرحله صفات انسان است مثل رحم و محبت.
ما در زندگي بايد از مرحله قراردادها و خيالات عبور کنيم و بعد به خواست‌هاي تن مي‌رسيم مانند غضب، شهوت، گرسنگي و بعد از اين‌ها عبورکنيم، متولد در عالم صفات مي‌شويم. اگر انسان بتواند به جايگاه پشت اين‌ها (مقام قلب) حضور پيدا کند مي‌گويند به مقام حضور قلب راه يافته است. نماز و يا به عبارتي صلاة تلاشي است براي رسيدن به جايگاه پشت تن و قراردادهاي برخاسته از تن و تا انسان به آن جايگاه نرسد به ملکوت هم نرسيده است. زيرا عالم ملکوت در باطن و پشت عالم مِلک و مُلک قرار دارد.
تمام چيزهايي که در نماز توجه ما را به خودشان جلب مي‌کنند اگر مربوط به تن و مِلک و مُلک باشند حجاب حضور قلب هستند و اگر همين امور براي ما حل و کشف رمز بشود معاني ملکوتي و رحماني آن‌ها براي ما آشکار مي‌شود و ديگر ظاهر آن‌ها ناپديد مي‌گردند.
بنابراين مقام مِلک و مُلک و تن گذرگاه و دروازه رسيدن به مقام ملکوت مي‌باشند ولي اگر در آن‌ها اقامت کنيم و عبور نکنيم تبديل به جهنم مي‌شوند.

ادامه مطلب  نظرات (2)  
 
آسمان سوم
  تاریخ: 20 ارديبهشت 1388 بازدید: 350 بار

رنگ سبز
اين روزها اين رنگ يك معناي سياسي پيدا كرده كه خيلي هم با حال وهواي امروز جامعه همخواني دارد.
ولي يادم هست كه رنگ سبز در جنگ مربوط بود به منطقه اي در شمال انديمشك كه پس از شروع جنگ بصورت مهم ترين پادگان در شمال خوزستان براي حفظ انقلاب معرفي شده بود .
اين پادگان عقبه يگان هاي عمل كننده در عمليات فتح المبين بود وپس از آن نيز به پادگان اختصاصي لشكر 27 حضرت رسول (ص)تبديل شد.
اميدوارم پادگان سبز امروزي ها هم شروع محور عملياتي حول حالنا شود
1388/2/19

ادامه مطلب  نظرات (0)  
 
آسمون دوم
  تاریخ: 20 ارديبهشت 1388 بازدید: 353 بار

در مقر انرژي اتمي دارخوين ،كانتينرهاي گردان ها بحنوي چيده وآرايش شده بودند كه دسترسي به حسينه و....برا همه راحت بود .
اولين زيارت عاشورا كه مي خواستند بخونند آقاي آهنگران اومده بود ومي خوند،راستي فقط آقاي ساعدي فرمانده گردان از حضور ما خبردار شد ابتدا سعي كرد ما را به خمين برگردونه اما از اونجايكه حضور ما تو گردان باعث تقويت روحيه بچه هاي جبهه شده بود وگروه سرود ما هم مراسم هاي فرهنگي اجرا ميكرد بالاخره موافقت كردند ما در كانتينر تبليغات مستقر بشيم ودادش ابراهيم پيش ما اومد وتازه رفتيم دنبال تهيه لباس نظامي كه خودش يك عالمه حرف برا گفتن داره از دوخت شلوار تا تهيه پوتين كه اخرش مجبور شديم بريم تداركات لشكر وكوچكترين پوتين را بگيريم وبدست يك كفاش بسيجي اون كوچكتر كردند تا اخرش يه چيزي شبيه پوتين شد،حالا عجب دوراني بود .دوران شناخت خودت وخداي خودت.از كوچه خاكي يدفعه بياي داخل ايستگاه بهشتي.خيلي زود گذشت ،اونجا را هرگز ديگه تجربه نمي كنيم چون بيشتر شبيه يه خواب كوچك بود كه زود زود بيدار شديم فاصله زيادي را هم طي نكرديم.وقتي برگشتيم ،از هر انچه بوديم ،برگشتيم فقط خيلي حواسمون جمع نبودكه بدونيم كجا بوديم وبا چه فرشته هاي يه زندگي كوتاهي داشتيم.آخه شهدا ادمهاي عجيب وغريبي نبودند ،فقط حواسشون خيلي خوب جمع بود.
شايد سالها بود كه خيلي دنبال بهانه اي براي خوب شدن ميگشتند،اونوقت وقتش بود.وبعضي خيلي خوب ،خوب شدند.دوكوهه محلي است كه يادآور شهداست.جايي كه اكثر شهدا با تحمل سختيها وفشارها ،نفس سركش را رام كردند وبراي پرواز بسوي بي نهايت آماده اش كردند.براي همين بود كه روزا بي تاب ميشدند وشبها گريه مي كردندوديگه اصلا دوست نداشتند كه به شهر بر گردند. يكمي نفسي تازه كنيم ودوباره بر ميگرديم.

ادامه مطلب  نظرات (0)  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

به نظر شما محبوبیت آقای دکتر احمدی نژاددر سطح جامعه در سال 1388 چگونه رقم خورد؟

در کل افزایش یافت
در کل کاهش یافت
پس از انتصاب آقای مشایی کاهش یافت
نسبت به سال 1387 تغییری نکرد
هیچ نظری ندارم