با پیروان ولایت درکاروان راهیان نور(2)
  تاریخ: 8 تير 1389 بازدید: 84 بار

با پیروان ولایت درکاروان راهیان نور(2)

پايان انتظار
با سپري شدن روزهاي سخت انتظار ،‌ روز موعود فرا رسید ،‌ زائران خرسند از آغاز سفري آغاز سفری روحانی مهياي حضور در سرزمين نور و همراه شدن با مرغ خيال و پرستوي انديشه مي شوند كه روزها ي قبل به سوي آن به پرواز در آمده است .
طنين نغمه خوش آهنگران فضائي خاص را با كاروان همراه مي كند .
ندای هل من ناصر حسینی
لبیک یا خمینی
پیش به سوی حرم حسینی
لبیک یا خمینی ...
اي لشگر حسيني ، اي لشگر حيسني ، تا كربلا رسيدن ، يك يا حسين ديگر ...
جنب وجوش مسئولین کاروان ، سکوت برخی از زائران ، شوق محسوسی که در سیمای راهیان نور هویدا است ، وداع با بدرقه كنندگان لحظه هاي بياد ماندني دوران دفاع مقدس و شب های هجوم بي امان لشگر اسلام را تداعی می کند . شب هاي فراموش نشدني که گزینش شده گان ورود به جنات عدن از باب الجهاد از آن خاطرات بسيار تلخ وشیرینی به یاد دارند وتا ابد درتاريخ اين مرزو بوم جاودانه خواهد ماند
خورشيد ظهرجمعه عزم ترك آسمان را مي كند كه انتظار زائران حضور در محفل شهیدان و مفقودان بی اثر به سرمی آید و کاروان با دنیایی از شور و نشاط در میان نغمه های بیاد ماندنی حماسه خوان سال های جهاد وشهادت روانه سرزمین جنوب می گردد تا در اولین میعادگاه در دوکوهه یاد دلاور مردانی را پاس بدارند که تا ابد سرود ولايت پذيري ، ايستادگي ،‌ پايمردي ، ‌عزت ، ‌سربلندي و شهادت آنان در تاریخ این مرزو بوم به گوش مي رسد .

وعده گاه بی قراران
زیارتگاه های جنوب را یک گذرگاه بیشتر متصور نیست و آن دو کوهه است و با شاه بیت معروفش : دو کوه کو کبوترهای عاشق . روزگاري دو كوهه وعده گاه عاشقان بی قرار بود که برای رسیدن به وصال محبوب لحظه شماری می کردند . دو کوهه معدن اسراري است که در سا ل های ماندگار سال های حماسه وخون خاطرات در سینه سترگ تاریخ ثبت شده است . دو کوهه یاد گار از خود گذشتگانی است است که در مصاف با دشمنان سر را به خدایه سپردند و همای شهادت را در آغوش کشیدند .
دو کوهه یادآور گردان ها ، ياد آور فرماندهاني است كه پا به پاي رزمندگان در دل سياه شب با خون سرخ خويش مشعل هاي هدايت را فرا روي آيندگان برافروختند . دو كوه يادآور مهيا شدن بچه هاي اطلاعات و عمليات ، تخریب ، ضد زره است که هر صبح وظهر وشام درحسینیه پس از نماز های جماعت بر سفرهای بی ریای طعام هاي آسماني می نشستد و نغمه سر می دادند :
بسم الله الرحمن الرحیم ، اللهم ارزقنا حلالا ، طیبا ، طاهرا ، واسعا برحمتک یا ارحم الراحمین
روزهای آتش وخون دو کوهه بود و نوای یا حسین ، دو کوهه بود و نوای یا زینب ، دو کوهه بود ونوای یا ابالفضل ، دو کوهه بود و نوای کمیل علی (ع) در شب های جمعه : اللهم انی اسئلک برحمت التی وسعت کل شی وبقوتک التی قهرت بها کلشی و ظل لها کلشی و... . دو کوهه بود وزیارت عاشور پس از هر نماز صبح : انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم .
آنانی که با دو کوهه مانوس بوده اند ، حفره های عبادت را بیاد دارند واز مناجات های شبانگاه منتظران شهادت با خبرند . آنانی که با دو کوه ه مانوسند سینه زنی ها و نغمه های حسین حسین را بیاد دارند .
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست .
این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست . ...
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
صبح فردا بدنش زیر سم اسبان است
مکن ای صبح طلوع ، مکن ای صبح طلوع ...
اگر حسین من تویی سرت کو
به من بگوئید علی اکبرت کو ...
یه گل کنار علقه واویلا
دستش شده از تن جدا واویلا ...
یا اخی ادرک اخاک ، یا اخی روحی فداک
آب آورت گشته در خاک وخون قلتان ، آب آورت گشته در خاک وخون قلتان ،
پس از گذشت سال ها ، هنوز از جای جای دو کوهه نوای نوحه خوانی و سینه زنی بچه های گردان ها واحدها قبل از عملیات ها و گریه آنان در فراق یاران شهیدشان به گوش می رسد . هنوز می توان رد پای از همت ، چراغچی ، رستگار ، متوسلین و ديگر دلاور مردان شهيد و يا منتظر شهادت یافت . هنوز می توان آنان را بر دوش بسیجیان جان برکف مشاهده کرد .
هنوز فریاد بسیجیان به گوش می رسد : فرمانده آزاده آماده ایم آماده
انبوه زائران از جاي جاي دو كوهه گذر مي كنند و از عطر وجود شهيدان ماوي گزيده در ملكوت از دو كوهه سيراب مي شوند . خيمه روايت گران سال هاي حماسه و نور و خيمه رزمندگان جنگ نرم از جمله مكان هاي است كه زائران را با رشادت هاي ديروز و ضرورت شجاعت ايستادگي در پيكارهاي پيش روي امروز و فردا آشنا مي نمايند .
بر سر در خيمه رزمندگان جنگ نرم تمثال طلبه شهيدي كه به پاس پاسداشت ارزش هاي دفاع مقدس كربلائي شد ،‌ ديده گان را جلاء مي بخشد . لبخند مليحي كه بر لب دارد حاكي از اسراري است كه او هم همچون دو كوهه در سينه دارد .
ديده گان را از سيماي طلبه شهيد روايتگر حماسه ها بر مي گيريم و بر جاي جاي دو كوهه مي دوزيم كه مخزن اسرار شهداء است . دو كوهه روزي اين رازها را برملاء خواهد كرد . روز ي دو كوهه با ما سخن خواهد گفت . با دو کوهه می توان سال های سال سخن گفت . از دو کوهه می توان رازها را شنید . اما دو کوهه سنگ صبوری است که تا موعد موعد عقده های دل را بازگو نخواهد كرد .
در حوض حسینیه دو کوهه وضو ساختيم و پس از زيارت عاشوراء و اقامه دو ركعت نماز در حسينيه بياد نمازهاي دست جمعي پس از زيارت عاشوراء اذن حضور در زیارتگاه های جنوب را گرفتیم و روانه شدیم .
زائرين از دو كوهه دور مي شدند و باز هم صداي محزون به گوش مي رسيد :
دو کوهه ياد مجنون ، ياد اروند
با پیروان ولایت درکاروان راهیان نور(2)

دو كوهه ياد آن شيران در بند
دو كوهه آمديدم ياران كجايند
دو كوهه كو شهيدان ،‌ كو بي قراران
دو كوهه آن عبادت ها كجا رفت
دو كوهه آن رشادت ها كجا رفت
دو كوهه همت و احمد كجايند
دو كوهه کبوترهای عاشق ...

سرزمین فتح
کاروان با وداع از دو كوهه و نوشيدن جرعه اي از شهد شيرين شهيدان وايثارگران هشت سال دفاع مقدس روانه سرزميني مي گردند كه حماسه سازان فتح المبين با نثار خون خويش آنان را از لوث وجود دشمنان پاك نموده بودند .
زائرين مسرور از پيروزي هاي چشمگير و حماسه هاي چون فتح خرمشهر و فاو و مویه از فراق کبوترهای سبکبال پر کشیده به عرش به سرزمین فتح المبین می رسند . با دیدگانی گریان ، در وادی شهیدان کفش ها را از پا جدا می کنند و پس از اذن دخول نجوا کنان و اشک ریزان با تواضع وخشوع روانه مسیر زیارت مي شوند .
كاروان با عبور از خاکریز و حرکت در کانال جای گرفته در دل تپه ماهورهای که روزگاری با نفس الهی مردان بی ادعاء متبرک شده بود ، راه شهادت گاه رزمندگان در شیارها را پیش می گیرند . صدای آوینی به گوش می رسد و دست نوشته ها وسخنان آوینی مرهمی است بر دل جامانده گان از قافله ساکنان جنات عدن ، صدای گلوله وتوپ وسفیر ترکش خمپاره ، مکالمه رزمندگان را از پشت بیسیم همراهی می کند . با زهم سخن از رشادت ، ایستادگی ، پایمردی ، شهید وشهادت و رسالت باز مانده گان از قافله شهداء در تداوم راه خونبارشان است . باز هم سخن از تداوم راه حسينيان و رسالتي زينبي است .
اندکی که در پیچ وخم کانال جلو می روی ، بر بلندی تلی از خاک ، سنگری که با عنوان تهجت گاه رزمندگان مزین شده است ، زیارت گاهی است که برخی زائران اقامه نماز را در آنجا جا فریضه ای واجب می دانند و با شوق و ذوقی وصف ناپذیر با سجده بر تهجت گاه شهیدان و منتظران شهادت سوار بر بال ملائک ، از کوثر وجود آنان جرعه ای می نوشند . صدای نجوای زائرین ، گریه های فراق یاران باز مانده از قافله شهیدان که تمنای وصال لحظه های نورانی هشت سال دفاع مقدس را زنده می کند ، اشک شوق را بر دیده گان جاری می نماید .
در طول مسیر کانال صدای سید شهیدان اهل قلم با زهم به گوش مي رسد ، صدای شلیک گلوله ها و انفجار خمپاره و مكالمات رزمندگان به گوش می رسد . کانال که به انتهاء می رسد ، تو خویش را بر بلندای سطحی مسطح می یابی و شیارهای که در عمليات فتح المبين ناظر شهادت فرزندان این مرزو بوم بوده ، نمایان می گردد . شیارهای که هنوز هم می توان عطر و بوی لاله های خونین را در آن جا استشمام کرد . شیارشیخی ، شیار تیر بار وشیارهای دیگر که با نام شهیدان و گردان ها وگروهان های عمل کننده متبرک شده انند و اینک لاله های به یاد شان در آن شيارها غرص شده است .
در جوار شهادت گاه شهیدان ، زائرینی نوحه سر داده اند
کجائید ای شهیدان خدائی
کجائید ای سبک بالان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوائی
زائران سرزمین نور سر درگریبان رو به روي شیار شیخی که شهادت گاه شاهدان همیشه تاریخ نشسته و با اشک دیده لاله های خونین فتاده بر خاک را سیراب مي سازند . نوحه گر نوحه سرائی می کند و مروارید های غلطان در پس چفیه های سفید رنگ که صورت زائرین را پوشانده بود از دیده گان جاری گرديده بود .
زائريني دیگر هم در گوشه ای از اين سرزمين به خون تفتيده نغمه فراق ياران سر داده اند . نغمه ها ونوحه ها باز هم آشنا است . نوحه کربلای حسینی ، نوحه رشادت وشهادت هفتاد ودو مدافع حریم ولایت در مصاف با سپاه یزید ، نوحه ایستادگی فرزندان این مرز وبوم با کمترین سلاح در برابر ارتش تا بن داندان مسلحی که از پشتیبانی مستکبران و مزدوران برخوردار بود ، نوحه به میدان رفتن قاسم ، نوحه شهادت عباس علمدار کربلادر آغوش مولا ومقتداء . نوحه جان دادن رزمنده پیرو حسین در آغوش هم رزمش که مشتاقانه وصال محبوب را انتظار می کشيد . نوحه شهادت بسیجیان آغشته به خون ، سپاهیان ، ارتشیان ، جهاد گران ، عشاير و دیگر دلیر مردان این سرزمین خون رنگ که چون ابوالفضل العباس ( ع) به امر مولاء ومقتدای جان خویش را در راه اعتلای دین نثار کردند و فریاد بر آوردند : اگر دست هاي مرا قطع كنيد من از مولايم دست نخواهم برداشت . .
روایتگر سال های حماسه وخون از شیارها و شهادت ها می گفت واز مادر مفقودی سخن به میان آورد که پس از جنگ به شوق بوسیدن شهادتگاه فرزند خویش روانه دیار نور گردیده بود . روایت جستجوی خاک گلگون منطقه فتح المبین و بردیده نهادن ، روایت سخن گفتن مادر شهید از انتظاری سخت وجان فرسا ، روایت دیده گان دوخته شده به در و گوش های همیشه منتظر برای شنیدن صدائی آشنا ، نقل نوحه مادر شهيد بود وگريه بي امان زائرين :
با پیروان ولایت درکاروان راهیان نور(2)

گلی گم کرده ام میجویم او را
به هر گل می رسم می جویم او را
گل من یک نشانی در بدن داشت
یکی پیراهن کهنه به تن داشت
همراهی کاروان با نوحه سرائی مادر شهید که از زبان روایتگر حماسه های ماندگار سال های خدائی شدن نقل می شد و اندوه پنهان ماندن لاله های بی کفن درجای جای این رمل ها وتپه ماهورها باران اشك را بر ديده ها جاري ساخته بود .
با پایان یافتن روایت رشادت ها و شهادت ها ، باز هم اندوه فراق شهیدان بود که نوحه زمزمه می کرد و با پیوند آن با مصائب حضرت ابا عبدالله ویاران شهیدش محفل زائرين را با کربلا انس داد . فریاد زائرين از غم بی کسي حسین در کربلا و مظلومیت رهروانش در سال هاي حماسه و خون بود و نغمه زائرين كه يكصدا ندا مي دادند. " انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم " زائرین با دیده گانی اشکبار شیارها را ترک می گفتند تا دیده گان را با جای پاي رزمندگان در نقطه ای دیگر متبرک کنند .
هنوز زائرین از شیارها فاصله نگرفته بودند که زائرینی دیگر گوش به قصه پر غصه شلیک تیربا رها وپرپر شدن لاله سپرده بودند . هنوز کاروان از شیارها فاصله نگرفته بود که نوجوانانی کم سن وسال سینه زنان و حسين حسین گویان با چفیه های سفید به جمع دانشجویان عزادار حاضردر كنار شيار پیوستند . نغمه زائرين به وضوح به گوش مي رسيد :
اگر آن روز عزیز فاطمه تنها ماند .
اگر آن روز عزیز فاطمه تنها ماند .
مگذاریم که آن واقعه تکرار شود .
اگر آن روز حریم وحرمش آزردند.
اگر آن روز کودکانش تازیانه خوردند .
مگذاریم که آن واقعه تکرار شود .
نوحه گر با حنجره اي که دیگر یارای سخن گفتن نداشت با دست به شیارها اشار ه می کرد و ادامه داد :
این دشت ، این صحراء ، این خا کریزها وکانال ها گواهند که رزمندگان ما اگر در کربلا نبودند تا حسین را یاری کنند به عشق کربلای حسین وبه عشق ولایت با دست خالی در برابر یزیدان ایستادند و کربلاها وعاشوراهای دیگری آفریدند و هنوز هم پا در رکاب ولایت مهیای جان فشانی اند .
دست های زائرین رو به آسمان و دعای فرج زمزمه اشان بود که کاروان ما از شیارهای شاهد شهادت خوبان امت رسول دور می شد ، اما هنوز نوجوانی محزون دیده گان خود را بر شیارهاي دوخته بود که با لاله های سرخ مزین شده بود . هنوز کاروان چند قدمی از شیارها دور نشده بود که زائرینی آرام وبی صدا سر بر سجده می نهادند تا با آب دیده لاله های برجای مانده در این سرزمین را سیراب کنند .
در گوشه ای از سنگر بر جای مانده از سال های آسمانی ، زائری کم سن پیشانی را بر خاک خون رنگ می سائید و از اندوه هجران مردان مرد می گریست . دیگری آرام و بی صدا دعای فرج را زمزمه می کرد . پیر زنی با پشتی خمیده دست در دست فرزند تنها پسر شهیدش زمین را می جست و نشان از عزیز سفر کرده خود می گرفت . پیرمردی محاسن سفید خاطرات لحظه های عروج هم رزمان خود را بازگو می کرد و زائرینی سراپا شوق و تمنا در جای جای این سرزمین به نماز ایستاده بودند .
در انتهاي مسير زيارتگاه يادماني به ياد شهداي عمليات فتح المبين ديده را جلاء مي بخشيد و زائرين با نماز برخاک گلگون منطقه و قرائت زيارت عاشوراء‌ با سرزمين فتح وداع مي كنند .
السلام علیک یا اباعبدالله ، السلام علیک یابن رسول الله ، السلام علیک یابن امیر المومنین و ابن سیدالوصین ، ا
السلام علیک یابن فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین ، السلام علیک یا ثارالله و ابن ثاره والوتر الموتر و ...

ادامه دارد

ادامه مطلب  نظرات (0)  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

به نظر شما محبوبیت آقای دکتر احمدی نژاددر سطح جامعه در سال 1388 چگونه رقم خورد؟

در کل افزایش یافت
در کل کاهش یافت
پس از انتصاب آقای مشایی کاهش یافت
نسبت به سال 1387 تغییری نکرد
هیچ نظری ندارم